به گزارش خبرگزاری حوزه، واقعه عاشورا با شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام و یاران وفادار ایشان پایان نیافت؛ بلکه از همان لحظه، فصل دیگری از نهضت حسینی با نقشآفرینی آگاهانه و شجاعانه بانوان اهلبیت علیهمالسلام آغاز شد،ازاینرو، در مجموعه گفتوگوهای «مکتب زینبی» بر آنیم تا در گفتوگو با حجتالاسلام امیرحسن مظفریزاد، کارشناس و پژوهشگر تاریخ اسلام، ابعاد گوناگون و کمتر بازخوانیشده نقش بانوان اهلبیت علیهمالسلام را در زنده نگهداشتن نهضت عاشورا بررسی کنیم؛ در ادامه، شما را به مطالعه مشروح این گفتوگوی تاریخی ـ تحلیلی دعوت میکنیم
یکی از بانوان تأثیرگذار در ماجرای عاشورا، حضرت سکینه سلاماللهعلیها هستند که در واقع «سُکَینه» لقب ایشان است و نام آن حضرت را آمنه یا اُمَینه نیز ذکر کردهاند.
ایشان دختر حضرت رباب سلاماللهعلیها هستند؛ همانند مادرشان بانوی ادیب، فصیح، بلیغ، شجاع و شاعر که حضرت سکینه نیز بسیاری از این فضایل را از او به ارث بردهاند و میراثدار شخصیت و منش والای مادر خویش بودهاند.
درباره حضرت سکینه سلاماللهعلیها، نهتنها بزرگان شیعه، بلکه شماری از بزرگان اهل سنت نیز بر عظمت، جایگاه رفیع و شخصیت شایسته تقدیر ایشان تأکید کردهاند. پیش از آنکه به دیدگاه برخی از این بزرگان اشاره کنیم، لازم است به این نکته نیز توجه شود که همسر آن بانو، عبدالله بن حسن، فرزند امام حسن مجتبی صلواتاللهعلیه، بوده و ایشان با پسرعموی خود ازدواج کردهاند؛ و همسر ایشان نیز از شهدای کربلاست.

از بزرگان اهل سنت، ابنخلکان در کتاب «وفیاتالاعیان» درباره این بانوی بزرگوار مینویسد:
سکینه، سیدهٔ نساءِ و سروران زنان عصرِ خویش بود.
او بر این نکته تأکید میکند که حضرت سکینه از سروران زنان زمان خود، از زیباترین و والاترین آنان از حیث ظاهر و از نیکاخلاقترین آنان از حیث باطن بودهاند.
ابنقتیبه نیز از دیگر بزرگان اهل سنت در قرن سوم، درباره ایشان تصریح میکند که حضرت سکینه بانویی جلیلالقدر، کریمنفس، برخوردار از صفات والا و دارای عقل کامل و تمام بودهاند.
همچنین از شخصیتهای تاریخی که درباره حضرت سکینه سخن گفته، ابوالفرج اصفهانی است که در کتاب ارزشمند «الاغانی» از ایشان یاد کرده است.
پیش از نقل سخن او، شایسته است اشاره شود که ابوالفرج اصفهانی را به احتمال زیاد باید از شیعیان زیدی دانست، نه از اهل سنت. از سوی دیگر، درباره او گفتهاند که از خاندان بنیامیه بوده و سپس به تشیع گرایش پیدا کرده است؛ به همین سبب برخی از بزرگان اهل سنت درباره او نوشتهاند:
«من العجب أُمویٌّ تشیّع»
یعنی از شگفتیهای روزگار آن است که کسی از خاندان اموی، به تشیع متمایل شود.
*جایگاه ادبی حضرت سکینه سلاماللهعلیها
به هر حال، ابوالفرج اصفهانی در کتاب الاغانی چنین میآورد که حضرت سکینه سلاماللهعلیها در بلاغت و فصاحت بهرهای عظیم داشتند و مشاهیر اهل سخن و شعر نزد ایشان میآمدند، نتایج طبع و ذوق خویش را بر آن حضرت عرضه میکردند و به داوری ایشان قانع بودند.
یعنی اگر شاعری در میان شاعران بزرگ زمانه، شعری میسرود و میخواست آن را بیازماید و ارزیابی کند، نزد حضرت سکینه سلاماللهعلیها میآمد. از جمله شاعرانی که به محضر ایشان آمد، فرزدق است.
باید بار دیگر تأکید کرد که شعر در آن دوران، نقشی همانند رسانههای امروز، بلکه مانند صدا و سیما و روزنامه را ایفا میکرد. از اینرو، میبینیم که دختر اباعبدالله الحسین علیهالسلام در این عرصه به چنان جایگاهی رسیده بود که دیگر شاعران و ادیبان برای سنجش و ارزیابی آثار خود، ناگزیر به محضر ایشان میآمدند و اشعارشان را عرضه میکردند.
*محدثه بودن حضرت سکینه سلاماللهعلیها
نکته دیگری که جایگاه حضرت سکینه سلاماللهعلیها را ویژه و ممتاز میسازد، محدثه بودن و راوی حدیث بودن ایشان است. در منابع شیعه و اهل سنت، احادیثی از این بانوی بزرگوار نقل شده است که در این نوشتار، تنها به دو روایت از آنها اشاره خواهد شد:
جایگاه حاملان قرآن در روز قیامت
یکی از روایات در منابع اهل سنت را ابن عساکر در کتاب «تاریخ مدینه دمشق» چنین نقل میکند: از شخصی به نام فائق، مولای عبیدالله بن ابیرافع، از جناب سکینه بنت حسین، از پدر بزرگوار ایشان، اباعبدالله الحسین علیهالسلام، و ایشان از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، درباره احوال روز قیامت نقل میکند که:
« روز قیامت حاملان قرآن، شناختهشدگان اهل بهشتاند.»
یعنی افرادی که در دنیا با قرآن محشورند و با قرآن سروکار دارند، حامل قرآناند و به قرآن توجه دارند؛ اینان در بهشت شناختهشده و مشهورند و از سیمای آنان و احوالشان کاملاً میتوان آنان را شناسایی کرد.
روایت فاطمیان در سلسله سند مجلسی
همچنین روایتی که جناب علامه مجلسی رحمهاللهعلیه در جلد شصتوپنج «بحارالانوار» از این شخصیت بزرگوار نقل میکند، سلسله سندی فوقالعاده دارد.
شخصی به نام بکر بن أحنف از جناب فاطمه بنت علی بن موسیالرضا علیهالسلام روایت میکند، و ایشان از فاطمه، زینب و امکلثوم، دختران موسی بن جعفر علیهمالسلام؛ و آنان از فاطمه، دختر جعفر بن محمد علیهالسلام؛ و او از فاطمه، دختر محمد بن علی؛ و ایشان از فاطمه، دختر علی بن حسین؛ و ایشان از فاطمه و سکینه، دختران امام حسین علیهالسلام نقل میکنند.
* نقش بانوان اهلبیت در راویان حدیث و ترویج معارف
نکته جالب اینجاست که همه راویان این حدیث، بهجز راوی اول که جناب بکر است، بانوانی هستند که از خاندان اهلبیت صلواتاللهعلیهم تربیت یافتهاند. این خود نشان میدهد که در حوزه علم و نقل حدیث، بانوان اهلبیت فعالیتی گسترده و اثرگذار داشتهاند و بخش مهمی از روایات شیعه به نقل از همین بزرگواران به ما رسیده است.
جناب فاطمه و دیگر دختران امام حسین علیهالسلام این روایت را از امکلثوم، دختر امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب صلواتاللهعلیه، و ایشان نیز از فاطمه، دختر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، نقل میکنند. این روایت درباره شب معراج است؛ آنجا که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمایند: هنگامی که به معراج رفتم، قصری از جواهر دیدم که ویژگیهای آن در روایت آمده است.
من خلاصه آن را به این بخش عرض میکنم که بر درِ این قصر چنین نوشته شده بود:
«لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولیّ الله، و علیٌّ ولیُّ القوم»،و نیز نوشته شده بود:
«خوشا به حال کسانی که شیعه علی هستند.»
تعبیر عربی آن چنین است:
«بَخٍ بَخٍ لِمَنْ مِثْلُ شِیعَةِ عَلِیٍّ صلواتاللهعلیه».
باید دقت داشته باشیم که این روایت در مدح و منقبت علی بن ابیطالب صلواتاللهعلیه است؛ آن هم در زمانی که نقل حدیث ممنوع بود و برای آن مجازات در نظر گرفته میشد، بهویژه اگر حدیثی در فضائل علی بن ابیطالب صلواتاللهعلیه نقل میشد؛ در دورهای که حتی دستور داده بودند ایشان را لعن کنند. با این حال، میبینیم حضرت سکینه سلاماللهعلیها فضائل حضرت امیر علیهالسلام را بیان میکنند و این، در حقیقت، نوعی مبارزه جدی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی علیه حکومت خبیث بنیامیه است.

*حضرت سکینه، حافظه زنده کربلا
نکته فوقالعاده دیگر درباره این بانو آن است که ایشان از راویان واقعه کربلا نیز هستند و مطالبی درباره مسائل عاشورا و کربلا از ایشان نقل شده است. این پرسش معمولاً مطرح میشود که چه کسانی گزارشهای مربوط به کربلا را نقل کردهاند؟
یکی از مهمترین جریانهایی که در نگارش ماجرای عاشورا و حوادث مربوط به قیام سیدالشهدا علیهالسلام نقشآفرین بوده و این وقایع را نقل و حفظ کردهاند، خاندان امام حسین علیهالسلام و آزادگان عاشورا هستند که از میان آنان میتوان به حضرت سکینه سلاماللهعلیها اشاره کرد؛ بانویی که مطالبی از ایشان به دست ما رسیده است.
* نقش حضرت سکینه (س) در ماندگاری پیام عطش عاشورا
از جمله این مطالب، وصیت اباعبدالله الحسین علیهالسلام است که در میان شیعیان بسیار رواج دارد؛ هم آن را قرائت میکنند و هم بر اساس آن عمل میکنند. در این وصیت، سیدالشهدا علیهالسلام به شیعیان خود خبر میدهد و میفرماید:
هرگاه آب نوشیدید یا آب خنک آشامیدید، یا یاد غریبی افتادید، یا از شهیدی یاد شد، بر من ندبه کنید. این مطلب به نقل از حضرت سکینه سلاماللهعلیها، توسط جناب کفعمی در کتاب «مصباح» نقل شده است.
این شعر که درباره آن برخی معتقدند از خود اباعبدالله الحسین علیهالسلام است و برخی نیز با توجه به فصاحت و شاعری حضرت سکینه سلاماللهعلیها، آن را سروده ایشان میدانند که وصیت سیدالشهدا علیهالسلام را به نظم درآوردهاند تا اثرگذاری بیشتری داشته باشد ـ به این صورت مشهور است:
«شیعَتی ما إن شَرِبتُم ماءَ عَذبٍ فاذکُرونی
أو سَمِعتُم بِغَریبٍ أو شَهیدٍ فاندُبونی»
* تاثیر حضرت سکینه سلاماللهعلیها در معارف فقهی شیعه
نکته قابل توجه درباره این مطلب و این شعری که از حضرت سکینه سلاماللهعلیها از پدر بزرگوارشان نقل شده، این است که یکی از بزرگترین عالمان شیعه، یعنی جناب محدث نوری رحمتاللهعلیه، در کتاب «مستدرک الوسائل»، جلد هفدهم، در باب «استحباب ذکر الحسین علیهالسلام و لعن قاتله عند شرب الماء»، یعنی بابی که به روایات مربوط به مستحب بودن یاد امام حسین علیهالسلام و لعن دشمنان و قاتلان ایشان هنگام آب آشامیدن اختصاص دارد، به همین شعر اشاره میکند و آن را نقل مینماید.
در واقع، نخستین مستند ایشان برای استحباب ذکر اباعبدالله الحسین علیهالسلام هنگام نوشیدن آب، همین شعر و همین مطلبی است که حضرت سکینه سلاماللهعلیها نقل کردهاند. این نشان میدهد که حضرت سکینه در حوزه فقه شیعه نیز تأثیرگذار بودهاند و ما بخشی از معارف فقهی و آموزههای دینی را نیز از این بانوی بزرگوار آموختهایم و از طریق ایشان به ما رسیده است.

* وفات حضرت سکینه (س)؛ تجلی جایگاه اجتماعی و اعتبار مردمی
اینکه حضرت سکینه سلاماللهعلیها همسر جناب عبدالله بن حسن علیهالسلام بودهاند و در کربلا نیز از ایشان یاد شده است، از محورهای دیگری است که میتوان به آن پرداخت.
درباره سال وفات حضرت سکینه سلاماللهعلیها میان مورخان اختلاف وجود دارد؛ برخی سال ۱۱۷ هجری قمری و برخی سال ۱۲۶ هجری قمری را ذکر کردهاند، اما قول مشهور و معروف میان مورخان، سال ۱۱۷ هجری است. این واقعه در زمان حکومت خالد بن عبدالملک رخ داد.
گفتهاند که خالد به بهانه شدت گرما، اجازه تدفین را نداد و مردم تا شب منتظر ماندند. حضور شمار زیادی از مردم در مراسم، نشاندهنده جایگاه برجسته حضرت سکینه سلاماللهعلیها در جامعه اسلامی بود. هنگامی که شب فرا رسید، مردم گرد پیکر مطهر ایشان عطر و عود نهادند و به منازل خود بازگشتند. فردای آن روز، خالد بن عبدالملک شخصا برای نماز خواندن بر پیکر حضرت سکینه آمد؛ و این خود نشان میدهد که آن بانوی بزرگوار تا چه اندازه از اعتبار، شهرت و جایگاه اجتماعی برخوردار بودهاند، بهگونهای که حاکم وقت نیز میکوشید از این موقعیت برای کسب محبوبیت و افتخار بهره ببرد.
این مطلب را بزرگانی از شیعه، از جمله محدث قمی رحمهاللهعلیه در سفینةالبحار، جلد اول، و نیز علامه مجلسی رحمهاللهعلیه در بحارالانوار نقل کردهاند. همچنین برخی از علمای اهل سنت، مانند ابن سعد در طبقات الکبری و ابن خلکان در کتاب وفیات الاعیان، و نیز از علمای شیعه جناب علامه محسن امین، این واقعه را گزارش کردهاند.











نظر شما